يكجا نشين

خرید بک لینک
امیرالمؤمنین علی علیه السلام درباره ی قرآن چه سفارش فرمود؟
اللّه َ اللّه َ فی القرآنِ ، لا یَسبِقُكُم بالعَمَلِ بهِ غَیرُكُم .
امام على علیه السلام :
خدا را ! خدا را ! درباره قرآن ، مبادا دیگران با عمل به آن ، بر شما پیشى گیرند .(1)
ساری , گاهنوشته های محمود زارع

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

يكجا نشين...

ما را در سایت يكجا نشين دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 196 تاريخ: جمعه 15 مرداد 1395 ساعت: 4:34

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:... باید به مستندات مراجعه کرد. ای بسا بسیاری از سوء تفاهمات از همین جاها ریشه بگیرد. که حرف همدیگر را نمی فهمیم یا مهمتر آنکه بد می فهمیم.
ساری,گاه نوشته های محمود زارع

بنظرم باید دقت و وسواسی هم اگر باید باشد در همین نقل قولها باید باشد . نباید برداشت خویش را از حرف دیگران عین حرف دیگران دانست و بدتر آنکه بهمین صورت هم به دیگران منتقل کنیم و بدترین آن این است که شنونده این نقل را عین سخن صاحب سخن بیانگارد و مبنای داوری خویش بخواهد قرار دهد . و خدا میداند در اثر همین عدم تعهد در نقل قولها و بی توجهی, سرهایی بر سر دار رفته باشد ...

... هر چیز را هر جا و نزد هر کس نباید گفت . لب ببند گرچه فصاحت داد دست . اصولا زبان را برای آن عرصه ها نساختند و قدم در آن وادی ها نباید گذاشت . بقول آن مرد:

زین سبب من تیغ کردم در غلاف
تا که کژ خوانـــی نخواند بر خلاف


یک جاهایی تیغ را باید در غلاف کرد. چرا ؟! چون ؛ تیغ را از بریدن نبود حیاء ! همین قدر بپذیرد و از من قبول کنید و بس هست دیگر !
آخر بعضی جاها شاید حتی بزیان دوستان هم تمام بشود .

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

يكجا نشين...

ما را در سایت يكجا نشين دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 168 تاريخ: جمعه 15 مرداد 1395 ساعت: 4:34

چون غرض آمد هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل بسوی دیده شد


یعنی آدمیزاده ؛ هم باید خدا را بشناسد و هم در اجرای خواست الهی در برخورد با هر آنچه که از سوی خدا بعنوان رسول ( رسول ظاهری و رسول باطنی ) وارد میشود گوش شنوا و ضمیر نیوشا داشته باشد
یعنی بی غرض و مرض و بی تکبّر و خدعه با موضوعات برخورد کند...

علف دم درب معمولا (بیور) بی ویار است
این مثالی حکیمانه در قدر شناسی یا قدرنشناسی است.
اولین بار این تمثیل از زبان مادر مکرمم شنیدم . در نوجوانی گرچه ذهنم با متن سنگینی برخورد کرد اما سریع و جدی روی آن همان موقع تمرکز پیدا کردم !
یعنی فهمیدم که موضوع و مثال چه مفهومی دارد ... ( خلاصه یعنی آدمیزاده معمولا قدر داشته های دم دستی خویش را نمی داند )

بچه ها اگر اولیای حکیم هم داشته باشند بدلیل بچه بودنشان در درک و فهم؛ سخن معلم خویش را بعنوان سند قطعیه در برابر سخن حتی پدر و مادر دانای خویش قرار میدهند

گویا حرف دیگری وحی منزل است
اقوام کم خرد و ظرفیت ؛ غریبه هایی که روی به آشنایی آورده اند را گاه بر صدر می نشانند ...

بینایان از نعمت چشم برخوردارند و بدلیل اینکه همیشه و علی الخصوص مفت از آن برخوردارند قدرشناسی نمی کنند
گاه کار تا آنجا پیش رفته که افراد , خود هر آنچه که لازم است را دارند و باارزش را هم دارند اما کم ارزش تر و عاریه ای تر از همان نوع را, از دیگری برتر می پندارند!

کوته بینانی بسیار در برخورد با رسولان الهی گاه تنها بدان دلیل که آن رسولان همانند خودشان بشر هستند از پذیرش خودشان که هیچ حتی از شنیدن منطق و سخنانشان هم اباء میکردند!

اینجا عارضه خود کم انگاری مفرط موجبات انحراف و سقوط بسیاری از گذشتگان را فراهم آورده و نیز اهالی حال و نیز آیندگان را ...

مرغ همسایه برای آنهایی غاز است که از قدرشناسی هر آنچه که خویش دارند محرومند!

و اینجاست که سزای آن را خواهند یافت که داشته هایشان از آنان گرفته شود و در اینصورت اخذکننده را ملامتی نتوان کرد!!

آری
قَالُوا مَا أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّحْمَانُ مِنْ شَیْ ٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ
...
زمانی ذکر می آید که از پیش مایه آن در مذکر و متذکر وجود داشته باشد والا ذکر بی معنی خواهد بود
ذکر بیداری و آگاهی و هشیاری زاست
ذکر زنگ است و های است
گاه برای بعضی هم هوی است
و گاه برای اندکی هم ای جان است
...

کسی که مزدور و حقوق بگیر است شان تبلیغ و هدایت نخواهد داشت و هم توان آنرا نمیتواند بدست آورد
او معمولا از همانجایی که میخورد میگوید
نمیتواند مستقل باشد لذاست که خوانندگان مردم بسوی خدا , متفاوتند و تنها

آنهایی جواز دارند , که از هیچ جایی - بجز از جانب خدا - مزدی از احدی نمی گیرند ...

از كسانى پیروى نمایید كه از شما مزدی [در برابر دعوت و خیرخواهى خویش ] نمى خواهند و خود [نیز از ] راه یافتگانند.
اتَّبِعُوا مَنْ لَا یَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُمْ مُهْتَدُونَ
..

حسرت آگاهان برای غافلان و جاهلان
کاشکی میگویند ...
غافلین از کاشکی چه می فهمند؟!...
قِیلَ ادْخُلْ الْجَنَّةَ قَالَ یَا لَیْتَ قَوْمِی یَعْلَمُونَ
...

کسی که بمعرفت رسیده را نیشخند میکند جای دریغ دارد ...
یَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا یَأْتِیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُون

...
و یک چیز عجیب
مغرض قاتل , بتمسخر به مومن میگوید ترا میکشم و میفرستم بهمان جنّتی که میگویی و وعده میکنی
و عجب است که او راست ترین حرف خویش را بر سبیل انکار و تمسخر میگوید !!!
قِیلَ ادْخُلْ الْجَنَّةَ
...

يكجا نشين...

ما را در سایت يكجا نشين دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 177 تاريخ: جمعه 15 مرداد 1395 ساعت: 4:34

امیرالمؤمنین علی علیه السلام درباره ی قرآن چه سفارش فرمود؟
اللّه َ اللّه َ فی القرآنِ ، لا یَسبِقُكُم بالعَمَلِ بهِ غَیرُكُم .
امام على علیه السلام :
خدا را ! خدا را ! درباره قرآن ، مبادا دیگران با عمل به آن ، بر شما پیشى گیرند .(1)
ساری , گاهنوشته های محمود زارع

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

يكجا نشين...

ما را در سایت يكجا نشين دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 201 تاريخ: دوشنبه 11 مرداد 1395 ساعت: 8:55

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:... باید به مستندات مراجعه کرد. ای بسا بسیاری از سوء تفاهمات از همین جاها ریشه بگیرد. که حرف همدیگر را نمی فهمیم یا مهمتر آنکه بد می فهمیم.
ساری,گاه نوشته های محمود زارع

بنظرم باید دقت و وسواسی هم اگر باید باشد در همین نقل قولها باید باشد . نباید برداشت خویش را از حرف دیگران عین حرف دیگران دانست و بدتر آنکه بهمین صورت هم به دیگران منتقل کنیم و بدترین آن این است که شنونده این نقل را عین سخن صاحب سخن بیانگارد و مبنای داوری خویش بخواهد قرار دهد . و خدا میداند در اثر همین عدم تعهد در نقل قولها و بی توجهی, سرهایی بر سر دار رفته باشد ...

... هر چیز را هر جا و نزد هر کس نباید گفت . لب ببند گرچه فصاحت داد دست . اصولا زبان را برای آن عرصه ها نساختند و قدم در آن وادی ها نباید گذاشت . بقول آن مرد:

زین سبب من تیغ کردم در غلاف
تا که کژ خوانـــی نخواند بر خلاف


یک جاهایی تیغ را باید در غلاف کرد. چرا ؟! چون ؛ تیغ را از بریدن نبود حیاء ! همین قدر بپذیرد و از من قبول کنید و بس هست دیگر !
آخر بعضی جاها شاید حتی بزیان دوستان هم تمام بشود .

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

يكجا نشين...

ما را در سایت يكجا نشين دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 166 تاريخ: دوشنبه 11 مرداد 1395 ساعت: 8:55

چون غرض آمد هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل بسوی دیده شد


یعنی آدمیزاده ؛ هم باید خدا را بشناسد و هم در اجرای خواست الهی در برخورد با هر آنچه که از سوی خدا بعنوان رسول ( رسول ظاهری و رسول باطنی ) وارد میشود گوش شنوا و ضمیر نیوشا داشته باشد
یعنی بی غرض و مرض و بی تکبّر و خدعه با موضوعات برخورد کند...

علف دم درب معمولا (بیور) بی ویار است
این مثالی حکیمانه در قدر شناسی یا قدرنشناسی است.
اولین بار این تمثیل از زبان مادر مکرمم شنیدم . در نوجوانی گرچه ذهنم با متن سنگینی برخورد کرد اما سریع و جدی روی آن همان موقع تمرکز پیدا کردم !
یعنی فهمیدم که موضوع و مثال چه مفهومی دارد ... ( خلاصه یعنی آدمیزاده معمولا قدر داشته های دم دستی خویش را نمی داند )

بچه ها اگر اولیای حکیم هم داشته باشند بدلیل بچه بودنشان در درک و فهم؛ سخن معلم خویش را بعنوان سند قطعیه در برابر سخن حتی پدر و مادر دانای خویش قرار میدهند

گویا حرف دیگری وحی منزل است
اقوام کم خرد و ظرفیت ؛ غریبه هایی که روی به آشنایی آورده اند را گاه بر صدر می نشانند ...

بینایان از نعمت چشم برخوردارند و بدلیل اینکه همیشه و علی الخصوص مفت از آن برخوردارند قدرشناسی نمی کنند
گاه کار تا آنجا پیش رفته که افراد , خود هر آنچه که لازم است را دارند و باارزش را هم دارند اما کم ارزش تر و عاریه ای تر از همان نوع را, از دیگری برتر می پندارند!

کوته بینانی بسیار در برخورد با رسولان الهی گاه تنها بدان دلیل که آن رسولان همانند خودشان بشر هستند از پذیرش خودشان که هیچ حتی از شنیدن منطق و سخنانشان هم اباء میکردند!

اینجا عارضه خود کم انگاری مفرط موجبات انحراف و سقوط بسیاری از گذشتگان را فراهم آورده و نیز اهالی حال و نیز آیندگان را ...

مرغ همسایه برای آنهایی غاز است که از قدرشناسی هر آنچه که خویش دارند محرومند!

و اینجاست که سزای آن را خواهند یافت که داشته هایشان از آنان گرفته شود و در اینصورت اخذکننده را ملامتی نتوان کرد!!

آری
قَالُوا مَا أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّحْمَانُ مِنْ شَیْ ٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ
...
زمانی ذکر می آید که از پیش مایه آن در مذکر و متذکر وجود داشته باشد والا ذکر بی معنی خواهد بود
ذکر بیداری و آگاهی و هشیاری زاست
ذکر زنگ است و های است
گاه برای بعضی هم هوی است
و گاه برای اندکی هم ای جان است
...

کسی که مزدور و حقوق بگیر است شان تبلیغ و هدایت نخواهد داشت و هم توان آنرا نمیتواند بدست آورد
او معمولا از همانجایی که میخورد میگوید
نمیتواند مستقل باشد لذاست که خوانندگان مردم بسوی خدا , متفاوتند و تنها

آنهایی جواز دارند , که از هیچ جایی - بجز از جانب خدا - مزدی از احدی نمی گیرند ...

از كسانى پیروى نمایید كه از شما مزدی [در برابر دعوت و خیرخواهى خویش ] نمى خواهند و خود [نیز از ] راه یافتگانند.
اتَّبِعُوا مَنْ لَا یَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُمْ مُهْتَدُونَ
..

حسرت آگاهان برای غافلان و جاهلان
کاشکی میگویند ...
غافلین از کاشکی چه می فهمند؟!...
قِیلَ ادْخُلْ الْجَنَّةَ قَالَ یَا لَیْتَ قَوْمِی یَعْلَمُونَ
...

کسی که بمعرفت رسیده را نیشخند میکند جای دریغ دارد ...
یَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا یَأْتِیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُون

...
و یک چیز عجیب
مغرض قاتل , بتمسخر به مومن میگوید ترا میکشم و میفرستم بهمان جنّتی که میگویی و وعده میکنی
و عجب است که او راست ترین حرف خویش را بر سبیل انکار و تمسخر میگوید !!!
قِیلَ ادْخُلْ الْجَنَّةَ
...

يكجا نشين...

ما را در سایت يكجا نشين دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 170 تاريخ: دوشنبه 11 مرداد 1395 ساعت: 8:55

ساریسفرهای یاسینی (01)همه چیز را نشاید گفت !امیرالمومنین (ع) و قرآن کریمدلخوانی و دلخونی ... !شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (16)دلمشغولیهای اسحار و زیباییمشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (م تا ی)از اندرزنامه آذرپاد مهراسپندانایرانی واقعی کیست ؟!هفتاد و دو شرط فتوّت.فتوت نامه عطارحکمت الهی خدشه ناپذیر استپرهیز از دروغ گویی در فرهنگ ایرانامام موسی صدر و انسان پس از عید فطرمشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (ف تا ل)اهمیت و امتیاز شب زنده داری

تو مگو ما را بدان شه بار نیست با کریمـــان کارها دشـوار نیست آنانی را که دوست دارم " دل " هاشان را بوییده ام ...... از رهنمونی " بــو " غفلت مــورزیـد ؛ " راه " را , درست می نمـاید ! http://www.mzare.ir 2016-07-30T20:53:10+01:00 text/html 2016-07-14T17:00:24+01:00 www.mzare.ir محمود زارع http://www.mzare.ir/post/3030 <div align="justify"><font size="2"><font size="2"><a target="_blank" title="ساری,گاهنوشته های محمود زارع">ساری,گاهنوشته های محمود زارع</a>:</font>بعضی ها سرشان را خیلی بالا گرفته اند و گردان بیش از حد فراز کرده اند بنحوی که بهمین سبب قادر بدیدن پیش پای خویش نیستند ...<br>در این حالت معمولا دیدگان فروهشته هم خواهد شد و همچوان کورانی اند که خیر و شر ّ خویش را نمی بینند!<br><br></font><div align="center"><a href="http://hw8.asset.lenzor.com/lp/15183492-7795-l.jpg" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع"><img src="http://hw8.asset.lenzor.com/lp/15183492-7795-l.jpg" alt="افضلیت حضرت علی (ع)" height="300" hspace="0" align="bottom" border="0" vspace="0" width="567"></a></div><font size="2">...<br>تو گویی برای راه یابی , <font color="#CC0000"><b>تواضع </b></font>شرط است<br>آنکه در راه باشد و مقصدی طلبد گرچه در مرتبه خویش از نقائص همان مرتبه برخوردارست ؛ در رفتن از کمال همان مرتبه هم نسبت بمراتب قبل برخوردارست<br><br>یک آدم ناکامل برای آنکه در راه درست پیش رود باید توان حرکت سر به جهات لازمه را داشته باشد علی الخصوص توان نگاه به پیش پای خویش و این شرط تواضع است<br>گردن فرازان در اغلال اند و ...<br><b>دو نفر سر بالا میکنند </b></font><br></div><font size="2"> </font> text/html 2016-07-14T07:37:40+01:00 www.mzare.ir م کنعـــانـی http://www.mzare.ir/post/1183 <div align="justify"><font size="2"><a target="_blank" title="ساری,گاهنوشته های محمود زارع">ساری,گاهنوشته های محمود زارع</a>:... باید به مستندات مراجعه کرد. ای بسا بسیاری از سوء تفاهمات از همین جاها ریشه بگیرد. که حرف همدیگر را نمی فهمیم یا مهمتر آنکه بد می فهمیم. <br><br></font><div align="center"><a href="http://static.cloob.com//public/user_data/album_photo/4173/12516877-b.jpg" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع"><img src="http://static.cloob.com//public/user_data/album_photo/4173/12516877-b.jpg" alt="ساری,گاه نوشته های محمود زارع" height="316" hspace="0" align="bottom" border="0" vspace="0" width="529"></a></div><font size="2"><br>بنظرم باید دقت و وسواسی هم اگر باید باشد در همین نقل قولها باید باشد . نباید برداشت خویش را از حرف دیگران عین حرف دیگران دانست و بدتر آنکه بهمین صورت هم به دیگران منتقل کنیم و بدترین آن این است که شنونده این نقل را عین سخن صاحب سخن بیانگارد و مبنای داوری خویش بخواهد قرار دهد . و خدا میداند در اثر همین عدم تعهد در نقل قولها و بی توجهی, سرهایی بر سر دار رفته باشد ...<br><br>... <b>هر چیز را هر جا و نزد هر کس نباید گفت</b> . <font color="#CC0000">لب ببند گرچه فصاحت داد دست</font> . اصولا زبان را برای آن عرصه ها نساختند و قدم در آن وادی ها نباید گذاشت . بقول آن مرد: <br></font><div align="center"><font color="#FF6600" size="2">زین سبب من تیغ کردم در غلاف </font><font color="#FF6600"><br><font size="2">تا که کژ خوانـــی نخواند بر خلاف </font></font><br></div><font size="2"><br>یک جاهایی تیغ را باید در غلاف کرد. چرا ؟! چون ؛ تیغ را از بریدن نبود حیاء ! همین قدر بپذیرد و از من قبول کنید و بس هست دیگر ! <br>آخر بعضی جاها شاید حتی بزیان دوستان هم تمام بشود . <br><br></font></div> text/html 2016-07-13T15:29:15+01:00 www.mzare.ir فـــــــــ. زارع http://www.mzare.ir/post/1212 <div align="justify"><font size="2"><b>امیرالمؤمنین علی علیه السلام درباره ی قرآن چه سفارش فرمود؟</b><br><font color="#3333FF">اللّه َ اللّه َ فی القرآنِ ، لا یَسبِقُكُم بالعَمَلِ بهِ غَیرُكُم .</font><br>امام على علیه السلام :<br><font color="#CC0000">خدا را ! خدا را ! درباره قرآن ، مبادا دیگران با عمل به آن ، بر شما پیشى گیرند .<font size="1">(1)</font></font><br><br></font><div align="center"><a href="http://static.cloob.com//public/user_data/album_photo/4199/12596524-b.jpg" target="_blank" title="ساری,گاهنوشته های محمود زارع"><img src="http://static.cloob.com//public/user_data/album_photo/4199/12596524-b.jpg" alt="ساری , گاهنوشته های محمود زارع" height="347" hspace="0" align="bottom" border="0" vspace="0" width="525"></a></div><br></div><font size="2"> </font> text/html 2016-07-12T15:09:28+01:00 www.mzare.ir فـــــــــ. زارع http://www.mzare.ir/post/1323 <div align="justify"><font size="2"><font size="2"><font size="2"><font size="2"><font size="2"><font size="2"><font size="2"><a target="_blank" title="ساری,گاهنوشته های محمود زارع">ساری,گاهنوشتهای محمود زارع</a>:... </font></font></font></font></font></font>اگر مردم که در ارتباط با هم هستند , سرً سویدای همدیگر را میدانستند , چه اتفاقاتی می افتاد؟! ... <br>اگر باطن ها آشکار بود ( همانند یوم تبلی السرائر بود ) ؟!!! ...<br>حالا باور کنید هستند مخلوقاتی پیرامون شما که باطن شما را میشناسند و بعضی ها هم بهتر از خود شما بباطن شما !!! باورش برای کسانی سخت میباشد که اهل این معرفت نیستند ! ...<br><br></font><div align="center"><a href="http://static.cloob.com//public/user_data/album_photo/4314/12939698-b.jpg" target="_blank" title="ساری,گاهنوشته های محمود زارع"><img src="http://static.cloob.com//public/user_data/album_photo/4314/12939698-b.jpg" alt="ساری,گاهنوشته های محمود زارع" height="277" hspace="0" align="bottom" border="0" vspace="0" width="461"></a></div><font size="2"><br><font color="#FF0000">راز </font>بعضی رفتارهای بنظر شما نامتعارف , <font color="#990000">سرً سکوت</font> بعضی ها و ... از همین زاویه هست ! ...<br><br>البته خداوند راه بکسی نداده که سر سویدای درونت را ببیند اما منهای آن سویدا مراحلی هست که تا بیشتر از معرفت خودت بخودت میتواند ببیند و عارف بدان شود و ... یعنی تا حدودی مآذونند ولی فقط اولیاء به سرٌ سویداها راه دارند ! <br><br></font></div> text/html 2016-07-12T11:09:58+01:00 www.mzare.ir فـــــروغ زارع http://www.mzare.ir/post/1341 <div align="justify"><font size="2"><a target="_blank" title="ساری,گاهنوشته های محمود زارع">ساری,گاهنوشتهای محمود زارع</a>:ای مالک ...چنان باش که برای یک یک آنان ( یعنی مردم )&nbsp; در پیشگاه خداوندی، در ادای حق ایشان، عذری توانی داشت.<br><br></font><div align="center"><font size="2"><a href="http://static.cloob.com//public/user_data/album_photo/4319/12956619-b.jpg" target="_blank" title="ساری,گاهنوشته های محمود زارع"><img src="http://static.cloob.com//public/user_data/album_photo/4319/12956619-b.jpg" alt="ساری,گاهنوشته های محمود زارع" height="279" hspace="0" align="bottom" border="0" vspace="0" width="503"></a><br><br></font></div><font size="3"><font size="2">تیمار دار یتیمان باش و غمخوار پیران از کار افتاده که بیچاره اند و دست سؤال پیش کس دراز نکنند و این کار بر والیان دشوار و گران است و هرگونه حقی دشوار و گران آید. <br>و گاه باشد که خداوند این دشواریها را برای کسانی که خواستار عاقبت نیک هستند، آسان میسازد.<br>آنان خود را به شکیبایی وامیدارند و به وعده راست خداوند، درباره خود اطمینان دارند...<br>... اگر منع میکنی، باید که منع تو با مهربانی و پوزش خواهی همراه بود...</font><br></font></div> text/html 2016-07-10T11:20:11+01:00 www.mzare.ir محمود زارع http://www.mzare.ir/post/820 <div style="text-align: justify;"><font size="2"><span style="font-weight: bold; color: rgb(255, 102, 0);">دلمشغولیهای اسحار</span></font><br><font size="2"> </font><font size="2"><a href="http://mzare.ir" target="_blank" title="ساری,گاهنوشتهای محمود زارع">ساری,گاهنوشتهای محمود زارع</a>:</font><font size="2">داشتم فكر میكردم كه آیا تفكر و ذهنیتی كه از دین داریم و اینكه آیا دینداری ما دینداری درست و مقبول </font><font size="2">خدا و پیامبر نیز هست؟! و..... </font><br><font size="2"> </font><br><font size="2"> <span style="color: rgb(255, 102, 0);">آیا واقعا در این حوزه ها خویشتن را نقد كرده ایم ؟ </span></font><br style="color: rgb(255, 102, 0);"><font size="2"> <span style="color: rgb(255, 102, 0);">آیا اصلا اجازه نقد بدیگران داده ایم كه این بخش كار برما گران است علی العموم! </span></font><br style="color: rgb(255, 102, 0);"><font size="2"> <span style="color: rgb(255, 102, 0);">راستی آیا با خویش خلوتی كرده ایم تا اینكه بفهمیم آیا دینداریم؟! چه دینی داریم؟ </span></font><br style="color: rgb(255, 102, 0);"><font size="2"> <span style="color: rgb(255, 102, 0);">آیا این دینی كه داریم ما را به سعادت میرساند؟! </span></font><br style="color: rgb(255, 102, 0);"><font size="2"> <span style="color: rgb(255, 102, 0);">آیا واقعا تفكرات و بویژه اعمال ما اسلامی است؟! </span></font><br style="color: rgb(255, 102, 0);"><font size="2"> <span style="color: rgb(255, 102, 0);">و آیا خود اسلام را شناخته ایم؟! و.... </span></font><br><font size="2"> </font><br><font size="2"> &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; و مهمتر اینكه تا چه حد توان درک كنه و ذات تعالیم الهی و قرآن مجید را داریم؟! </font><br><font size="2"> ما بعنوان بندگان خدا تا چه میزان از تلاش ذهنی و عملی میتوانیم مقبول حضرت حق و حی داور قرار گیریم؟! </font><br><font size="2"> راستی آیا باین نتیجه رسیده ایم كه همین الآن اگر از خدا بپرسند (؟!) مثلا محمود زارع نمره اش از 20 نزد جنابعالی چند است؟! او چه جوابی میدهد؟! </font><br><font size="2"> خیلی مهم است كه من نوعی میزان مقبولیت خویش را ( خویشتن خویش را ) - در ذهنیت و عمل و... - نزد یگانه داور قادر حكیم متعال بدانم ! </font><br><font size="2"> راستی آیا او چه جوابی میدهد؟! </font><br><font size="2"> برای شما مهم نیست كه بدانید خداوند چه نظری نسبت به شما دارد؟! </font><br><font size="2"> تعجب نكنید طرح صورت مسئله بصورت فوق میتواند واقعی هم باشد! </font></div> text/html 2016-07-10T10:22:15+01:00 www.mzare.ir محمود زارع http://www.mzare.ir/post/3022 <div align="justify"><font size="2"><a href="http://mzare.mihanblog.com" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع">ساری,گاه نوشته های محمود زارع</a>:</font><font size="2"><font size="2">در چند اثر قدیمی تر سالهای دور اسامی اکثر مشاهیر و بزرگان علم و ادب <a href="http://hw8.asset.lenzor.com/lp/15139520-8206-l.jpg" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع"><img src="http://hw8.asset.lenzor.com/lp/15139520-8206-l.jpg" alt="مشاهیر فرهنگ و ادب پارسی" height="355" hspace="0" align="left" border="0" vspace="0" width="251"></a>ایران را بترتیب حروف الفبا و قرنی که متولد شده و می زیسته اند بانحاء مختلفی احصاء کرده بودند که ما در اینجا در چند پست بتفکیک حرف اول نام آنها جمع بندی و نقل میکنیم. اکثر یا در واقع تمامی این اشخاص در فاصله قرون سوم تا چهاردهم هجری میزیسته اند . ما قبل از قرن سوم و همچنین بعد از قرن چهاردهم یا اطلاعات کمی از اشخاص داریم و یا آنکه نیستند که بنویسیم... ! <br><br>همیشه در این فکر بوده ام که چرا بعد از این مشاهیر ما نه در جهان و نه بخصوص در ایران دیگر ادیبان و بزرگانی همانند این مشاهیر دیگر نداریم!!... در ذهنم خلجان میکند که عادی ترین دلیل و یا بدیهی ترین سببی که بذهن من میرسد برمیگردد به عاملی بنام زمان و زمانه و هر آنچه که ره آورد این زمان است و بخصوص هجوم مدرنیته و جزئی نگر شدن انسانها و بسیار جزء جزء شدن علوم که به تخصص های جزئی تفکیک شده است. بشر در بعد از این دوره ؛ در بزرگی کوتوله شده اما در کوتولگی متخصص تر!... بگذریم که مراد ما صرفا احصاء اسامی مشاهیر فرهنگ و ادب و حکمت پارسی گو میباشد. شرح آثار و زندگی نامه آنان را بگذار تا وقتی دگر اگر مجالی اخذ کردیم!(<a href="http://mzare.mihanblog.com" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع">محمود</a>) 16 / تیر / 1395 - ساری</font></font><br></div> text/html 2016-07-10T03:38:27+01:00 www.mzare.ir محمود زارع http://www.mzare.ir/post/3026 <div align="justify"><font size="2"><font size="2"><font color="#CC0000">راستگو<a href="http://www.mzare.ir" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع"><font color="#CC0000"> </font></a></font>باش تا پایدار باشی.<br></font><font color="#CC0000">جوانمرد<a href="http://mzare.mihanblog.com" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع"> </a></font>باش تا آسمانی باشی</font><br><font size="2"><font size="2">روان خود را به <font color="#CC0000">خشم </font>و كینه میالای.<br></font><font color="#CC0000">بنام </font>باش تا زندگانی به نیكی گذرانی.<br><font color="#CC0000">دوستدار دین </font>باش تا پاك و راست گردی.</font><br><font size="2"><font color="#CC0000">دوست </font>بسیار داشته باش تا نامور باشی.<br></font><font size="2"><font size="2"><font color="#CC0000">فروتن<a href="http://mzare.mihanblog.com" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع"> </a></font>باش تا دوستان بسیار داشته باشی.<br></font><font color="#CC0000">زن </font>دیگری را فریب مده تا روانت گناهكار نگردد.<br>در انجمن نزد مرد نادان <font color="#CC0000">منشین </font>تا تو را نادان ندانند.</font><br><font size="2"><font size="2"><font color="#CC0000">دوست كهنه </font>را گرامی بدار و در دوستیاش استوار باش<br>فرمانروایان را <font color="#CC0000">نفرین </font>مكن؛ زیرا آنها پاسبان مردم هستند.</font></font><font size="2"><br></font></div><font size="2"> </font> text/html 2016-07-09T21:35:06+01:00 www.mzare.ir محمود زارع http://www.mzare.ir/post/3029 <div align="justify"><font size="2"><font size="2"><font size="2"><a href="http://mzare.mihanblog.com" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع">ساری,گاه نوشته های محمود زارع</a>:</font></font>مدتی قبل بر سبیل اتفاق در یک مهمانی دوستانه به یک کانال تلویزیونی برخوردم که دوستان من گفته بودند با مدیریت یک باصطلاح ایرانی اهل مراوده خاص با بیگانگان بخصوص با اعراب و بویژه با دشمن ترین های اعراب نسبت به ایرانیان یعنی خاندان آل سعود میباشد.<br><br></font><div align="center"><a href="http://hw8.asset.lenzor.com/lp/15155887-1770-l.jpg" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع"><img src="http://hw8.asset.lenzor.com/lp/15155887-1770-l.jpg" alt="ایرانیان از نگاه بیگانگان" height="244" hspace="0" align="bottom" border="0" vspace="0" width="533"></a></div><font size="2"><br>قبلا با بعضی شبکه های ماهواره ای ضد ایرانی همکاری داشت و آرام آرام وی را نیروئی موثرتر از بقیه برای باستخدام درآوردن نیروهای فراری - بهر دلیلی که فراری باشند - دیدند و در شرائطی که اکثر شبکه های ماهواره بدلیل بی پولی یکی یکی تعطیل یا محدود شده اند اما این آقا با دریافتی های خاص بر عکس روز بروز بر گسترش شبکه خویش&nbsp; - یعنی همان شبکه تحت اختیار خاندان و شیوخ عربی بخصوص سه طایفه خاص یعنی آل سعود و یکی دو خاندان دیگر - می افزاید و یکی یکی نسبت بجذب نیروهای سیاسی اقدام میکند.</font><br><font size="2"></font></div><font size="2"> </font> text/html 2016-07-09T16:43:50+01:00 www.mzare.ir محمود زارع http://www.mzare.ir/post/3028 <div align="justify"><div align="center"><font size="2"><a href="http://mzare.mihanblog.com" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع">الا </a>ای هوشمند خوب کردار</font><br><font size="2">بگویم با تو رمزی چند ز اسرار<br><br></font><a href="http://hw8.asset.lenzor.com/lp/14761334-6958-l.jpg" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع"><img src="http://hw8.asset.lenzor.com/lp/14761334-6958-l.jpg" alt="لوطی گری" height="243" hspace="0" align="bottom" border="0" vspace="0" width="520"></a><br><font size="2"><br>چو دانش داری و هستی خردمند</font><br><font size="2">بیاموز<a href="http://mzare.mihanblog.com" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع"> </a>از <a href="http://mzare.mihanblog.com" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع">فتوت </a>نکته ای چند</font><br><br><font size="2">که تا در راه مردان ره دهندت</font><br><font size="2">کلاه سروری بر سر نهندت</font><br></div></div><font size="2"> </font> text/html 2016-07-09T15:04:37+01:00 www.mzare.ir محمود زارع http://www.mzare.ir/post/3027 <div align="justify"><div align="center"><b><font size="2"><font color="#CC0000">عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم</font> *</font></b><br></div><font size="2"><font size="2"><a href="http://mzare.mihanblog.com" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع">ساری,گاه نوشته های محمود زارع</a>:</font>زنت یا شوهرت می میرد , بچه ات بمرض بدی دچار میشود؛ در ازدواج با فرد دلخواه ناکام میشوی, ماشین مورد علاقه میخری یهویی بدون آنکه مقصر باشی تصادف میشود و از ارزش می افتد. کارهات گیر پیدا میکند و بسیاری از این جور مسائل. سوای از آن بخش که خود ما در بروز آن مقصریم اما آنچه که از مشیت الهی است حتما حکمتی در پس پرده نهفته است .<br><br></font><div align="center"><div align="center"><a href="http://hw8.asset.lenzor.com/lp/15154249-7186-l.jpg" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع"><img src="http://hw8.asset.lenzor.com/lp/15154249-7186-l.jpg" alt="عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم" height="324" hspace="0" align="bottom" border="0" vspace="0" width="583"></a></div></div><font size="2"><br>&nbsp;وقتی حکیم نیستی نمیتوانی بفهمی که کارهای حکیمانه هم چیست! خداوند در کتابش خویش را بحکمت یاد فرموده است. گاه حکمتش اقتضاء میکند که اقدامات و کارهایی که در ظاهر امر برای من و شما ناخوشایند است اتقاق بیافتد تا در پی و پس آن امری با خوشایندی بیشتر رخ بنماید. </font><font size="2"><br></font></div><font size="2"> </font> text/html 2016-07-09T04:18:17+01:00 www.mzare.ir محمود زارع http://www.mzare.ir/post/3025 <div align="justify"><font size="2">« <a href="http://mzare.mihanblog.com/post/1808" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع"><font color="#CC0000">دروغ </font></a>» واژهای است بازمانده از زبان ایرانی کهن که به زبانهای روزگار میانه و امروزین کشورمان نیز، به همین گونه راه یافته است.<br><b>دروغ گفتن از دیرباز در « فرهنگ ایرانی » نکوهش، و دروغگویان نکوهیده شدهاند</b>. این پایه از فرهنگ کهن ایرانی، هنگامی که به روزگار میانه راه یافت، در نوشتههای هخامنشی نیز نمود پیدا کرد، بدین گونه که؛<br><br></font><div align="center"><a href="http://static5.cloob.com//public/user_data/album_photo/4567/13700329-b.jpg" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع"><img src="http://static5.cloob.com//public/user_data/album_photo/4567/13700329-b.jpg" alt="دروغ" height="300" hspace="0" align="bottom" border="0" vspace="0" width="495"></a></div><font size="2"><font color="#3333FF"><br>کوروش بزرگ</font> – کورشنامۀ گزنفون: <br></font><div align="center"><font size="2">"... <font color="#FF0000">من هرگز به دشمنان خویش نیز « <a href="http://mzare.mihanblog.com/post/1808" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع"><b>دروغ </b></a>» نگفته و نخواهم گفت</font>".<br><br></font></div><font size="2"><font color="#3333FF">داریوش بزرگ</font> – سنگنوشتۀ هخامنشی: <br></font><div align="center"><font size="2">"<font color="#CC0000">خداوند؛ این کشور را از خشکسالی، سپاه دشمن و « <a href="http://mzare.mihanblog.com/post/1808" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع"><b>دیو دروغ</b> </a>» بپاید</font>".</font><br></div></div><font size="2"> </font> text/html 2016-07-08T03:03:16+01:00 www.mzare.ir محمود زارع http://www.mzare.ir/post/3024 <div align="justify"><font size="2"><font color="#CC0000"><b>انسان جدید پس از عید فطر، همهی انسانها را دوست میدارد حتی منحرفان را و برای درمان آنها میکوشد آنچنان که فرزندان بیمار خود را درمان میکند.</b></font><br></font><div align="center"><a href="http://hw8.asset.lenzor.com/lp/15147537-1309-l.jpg" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع"><img src="http://hw8.asset.lenzor.com/lp/15147537-1309-l.jpg" alt="امام موسی صدر" height="289" hspace="0" align="bottom" border="0" vspace="0" width="494"></a></div><font size="2"><br>هنگامی که ماه رمضان و روز عید به روزمرگی و عادت تبدیل میشود، طبیعی است که از مظاهر زندگی عادی تجاوز نمیکند و در ظرف زمانیِ محدودِ خود متوقف میشود.اما ماه رمضانی که از ارکان اسلام است و عید فطری که از اعیاد اسلامی است، خصوصیاتی کاملا متفاوت دارد. رفتارهای سطحی و رسوم و عادتها را درمینوردد و از محدودهی زمانی خارج میشود. با این اوصاف متوجه میشویم که هدف این عبادات پس از عید است. </font><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br></font><font size="2"></font></div><font size="2"> </font> text/html 2016-07-07T20:02:30+01:00 www.mzare.ir محمود زارع http://www.mzare.ir/post/3020 <div align="justify"><font size="2"><a href="http://mzare.mihanblog.com" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع">ساری,گاه نوشته های محمود زارع</a>:</font><font size="2"><font size="2">در چند اثر قدیمی تر سالهای دور اسامی اکثر مشاهیر و بزرگان علم و ادب <a href="http://hw8.asset.lenzor.com/lp/15139520-8206-l.jpg" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع"><img src="http://hw8.asset.lenzor.com/lp/15139520-8206-l.jpg" alt="مشاهیر فرهنگ و ادب پارسی" height="355" hspace="0" align="left" border="0" vspace="0" width="251"></a>ایران را بترتیب حروف الفبا و قرنی که متولد شده و می زیسته اند بانحاء مختلفی احصاء کرده بودند که ما در اینجا در چند پست بتفکیک حرف اول نام آنها جمع بندی و نقل میکنیم. اکثر یا در واقع تمامی این اشخاص در فاصله قرون سوم تا چهاردهم هجری میزیسته اند . ما قبل از قرن سوم و همچنین بعد از قرن چهاردهم یا اطلاعات کمی از اشخاص داریم و یا آنکه نیستند که بنویسیم... ! <br><br>همیشه در این فکر بوده ام که چرا بعد از این مشاهیر ما نه در جهان و نه بخصوص در ایران دیگر ادیبان و بزرگانی همانند این مشاهیر دیگر نداریم!!... در ذهنم خلجان میکند که عادی ترین دلیل و یا بدیهی ترین سببی که بذهن من میرسد برمیگردد به عاملی بنام زمان و زمانه و هر آنچه که ره آورد این زمان است و بخصوص هجوم مدرنیته و جزئی نگر شدن انسانها و بسیار جزء جزء شدن علوم که به تخصص های جزئی تفکیک شده است. بشر در بعد از این دوره ؛ در بزرگی کوتوله شده اما در کوتولگی متخصص تر!... بگذریم که مراد ما صرفا احصاء اسامی مشاهیر فرهنگ و ادب و حکمت پارسی گو میباشد. شرح آثار و زندگی نامه آنان را بگذار تا وقتی دگر اگر مجالی اخذ کردیم!(<a href="http://mzare.mihanblog.com" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع">محمود</a>) <font color="#FF6666">16 / تیر / 1395 . ساری</font></font></font><br></div> text/html 2016-07-07T15:24:08+01:00 www.mzare.ir محمود زارع http://www.mzare.ir/post/3015 <div align="justify"><font color="#CC0000" size="2"><b>چرا دستورهای دینی، برای <a href="http://mzare.mihanblog.com/post/1931" target="_blank" title="ساری,گاه نوشته های محمود زارع">شب زنده داری</a> و س�

يكجا نشين...

ما را در سایت يكجا نشين دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 154 تاريخ: دوشنبه 11 مرداد 1395 ساعت: 6:44

امیرالمؤمنین علی علیه السلام درباره ی قرآن چه سفارش فرمود؟
اللّه َ اللّه َ فی القرآنِ ، لا یَسبِقُكُم بالعَمَلِ بهِ غَیرُكُم .
امام على علیه السلام :
خدا را ! خدا را ! درباره قرآن ، مبادا دیگران با عمل به آن ، بر شما پیشى گیرند .(1)
ساری , گاهنوشته های محمود زارع

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

يكجا نشين...

ما را در سایت يكجا نشين دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 183 تاريخ: يکشنبه 10 مرداد 1395 ساعت: 17:19

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:... باید به مستندات مراجعه کرد. ای بسا بسیاری از سوء تفاهمات از همین جاها ریشه بگیرد. که حرف همدیگر را نمی فهمیم یا مهمتر آنکه بد می فهمیم.
ساری,گاه نوشته های محمود زارع

بنظرم باید دقت و وسواسی هم اگر باید باشد در همین نقل قولها باید باشد . نباید برداشت خویش را از حرف دیگران عین حرف دیگران دانست و بدتر آنکه بهمین صورت هم به دیگران منتقل کنیم و بدترین آن این است که شنونده این نقل را عین سخن صاحب سخن بیانگارد و مبنای داوری خویش بخواهد قرار دهد . و خدا میداند در اثر همین عدم تعهد در نقل قولها و بی توجهی, سرهایی بر سر دار رفته باشد ...

... هر چیز را هر جا و نزد هر کس نباید گفت . لب ببند گرچه فصاحت داد دست . اصولا زبان را برای آن عرصه ها نساختند و قدم در آن وادی ها نباید گذاشت . بقول آن مرد:

زین سبب من تیغ کردم در غلاف
تا که کژ خوانـــی نخواند بر خلاف


یک جاهایی تیغ را باید در غلاف کرد. چرا ؟! چون ؛ تیغ را از بریدن نبود حیاء ! همین قدر بپذیرد و از من قبول کنید و بس هست دیگر !
آخر بعضی جاها شاید حتی بزیان دوستان هم تمام بشود .

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

يكجا نشين...

ما را در سایت يكجا نشين دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 175 تاريخ: يکشنبه 10 مرداد 1395 ساعت: 17:19

چون غرض آمد هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل بسوی دیده شد


یعنی آدمیزاده ؛ هم باید خدا را بشناسد و هم در اجرای خواست الهی در برخورد با هر آنچه که از سوی خدا بعنوان رسول ( رسول ظاهری و رسول باطنی ) وارد میشود گوش شنوا و ضمیر نیوشا داشته باشد
یعنی بی غرض و مرض و بی تکبّر و خدعه با موضوعات برخورد کند...

علف دم درب معمولا (بیور) بی ویار است
این مثالی حکیمانه در قدر شناسی یا قدرنشناسی است.
اولین بار این تمثیل از زبان مادر مکرمم شنیدم . در نوجوانی گرچه ذهنم با متن سنگینی برخورد کرد اما سریع و جدی روی آن همان موقع تمرکز پیدا کردم !
یعنی فهمیدم که موضوع و مثال چه مفهومی دارد ... ( خلاصه یعنی آدمیزاده معمولا قدر داشته های دم دستی خویش را نمی داند )

بچه ها اگر اولیای حکیم هم داشته باشند بدلیل بچه بودنشان در درک و فهم؛ سخن معلم خویش را بعنوان سند قطعیه در برابر سخن حتی پدر و مادر دانای خویش قرار میدهند

گویا حرف دیگری وحی منزل است
اقوام کم خرد و ظرفیت ؛ غریبه هایی که روی به آشنایی آورده اند را گاه بر صدر می نشانند ...

بینایان از نعمت چشم برخوردارند و بدلیل اینکه همیشه و علی الخصوص مفت از آن برخوردارند قدرشناسی نمی کنند
گاه کار تا آنجا پیش رفته که افراد , خود هر آنچه که لازم است را دارند و باارزش را هم دارند اما کم ارزش تر و عاریه ای تر از همان نوع را, از دیگری برتر می پندارند!

کوته بینانی بسیار در برخورد با رسولان الهی گاه تنها بدان دلیل که آن رسولان همانند خودشان بشر هستند از پذیرش خودشان که هیچ حتی از شنیدن منطق و سخنانشان هم اباء میکردند!

اینجا عارضه خود کم انگاری مفرط موجبات انحراف و سقوط بسیاری از گذشتگان را فراهم آورده و نیز اهالی حال و نیز آیندگان را ...

مرغ همسایه برای آنهایی غاز است که از قدرشناسی هر آنچه که خویش دارند محرومند!

و اینجاست که سزای آن را خواهند یافت که داشته هایشان از آنان گرفته شود و در اینصورت اخذکننده را ملامتی نتوان کرد!!

آری
قَالُوا مَا أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّحْمَانُ مِنْ شَیْ ٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ
...
زمانی ذکر می آید که از پیش مایه آن در مذکر و متذکر وجود داشته باشد والا ذکر بی معنی خواهد بود
ذکر بیداری و آگاهی و هشیاری زاست
ذکر زنگ است و های است
گاه برای بعضی هم هوی است
و گاه برای اندکی هم ای جان است
...

کسی که مزدور و حقوق بگیر است شان تبلیغ و هدایت نخواهد داشت و هم توان آنرا نمیتواند بدست آورد
او معمولا از همانجایی که میخورد میگوید
نمیتواند مستقل باشد لذاست که خوانندگان مردم بسوی خدا , متفاوتند و تنها

آنهایی جواز دارند , که از هیچ جایی - بجز از جانب خدا - مزدی از احدی نمی گیرند ...

از كسانى پیروى نمایید كه از شما مزدی [در برابر دعوت و خیرخواهى خویش ] نمى خواهند و خود [نیز از ] راه یافتگانند.
اتَّبِعُوا مَنْ لَا یَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُمْ مُهْتَدُونَ
..

حسرت آگاهان برای غافلان و جاهلان
کاشکی میگویند ...
غافلین از کاشکی چه می فهمند؟!...
قِیلَ ادْخُلْ الْجَنَّةَ قَالَ یَا لَیْتَ قَوْمِی یَعْلَمُونَ
...

کسی که بمعرفت رسیده را نیشخند میکند جای دریغ دارد ...
یَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا یَأْتِیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُون

...
و یک چیز عجیب
مغرض قاتل , بتمسخر به مومن میگوید ترا میکشم و میفرستم بهمان جنّتی که میگویی و وعده میکنی
و عجب است که او راست ترین حرف خویش را بر سبیل انکار و تمسخر میگوید !!!
قِیلَ ادْخُلْ الْجَنَّةَ
...

يكجا نشين...

ما را در سایت يكجا نشين دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 183 تاريخ: يکشنبه 10 مرداد 1395 ساعت: 17:19

صفحه بندی